محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى

41

مجربات اكبرى ( فارسى )

صباحى در سوراخ بينى چكانند و بايد كه مريض آن را در كشد تا به نهايت بينى رسد و طريق آنست كه اگر درد ، به طرف راست بود ، در سوراخ چپ چكانند و اگر به طرف چپ باشد در سوراخ راست ، يك بار چكانيدن دو سه قطره كفايت كند و باز حاجت نيفتد . ديگر ؛ آشيانهء كنجشك با آب سائيده بر سر طلا كنند و دو سه قطره در بينى چكانند . ديگر ؛ سونتهه ، بيخ ارند ، صندل سفيد ، هر سه با آب سائيده بر سر طلا كنند . ديگر كه شقيقه را سود دارد برگ آكهه به روغن چرب ساخته اندكى گرم كنند و بدست بمالند و دو سه قطره در هر دو سوراخ بينى چكانند عطسه بسيار خواهد آورد و درد شقيقه دفع شود و اگر چه كهنه باشد . ديگر ؛ سپند به روغن كنجد بريان كرده بدارند همان روغن هر روز بمالند بر سر و در آفتاب نشينند يا به آتش گرم كنند و اسپند چهار درم ، اگر باشد روغن كنجد نيم آثار بايد خوب بسوزند و به كار برند . ديگر ؛ زعفران ، بيدا نجير ، هر دو را مقدارى سائيده ، ناس دهند ، شقيقه دفع شود اگر چه كهنه باشد . سعوطى كه دماغ را پاك كند و رطوبت بسيار آرد گل چنبيلى « 1 » سه عدد ، در روغن مالند و در بينى چكانند . نفوخى « 2 » كه نزله را باز دارد و تمباكو سورتى يا بغدادى يا فرنگى يك درم ، زعفران يك ماشه ، قرنفل هفت عدد ، كوفته بحرير بيخته ، اندكى از آن در

--> ( 1 ) - چنبيلى : ياسمين . ( لغات فيروزى ) ( 2 ) - نفوخ : آنچه از ادويه يابسهء ساييده را بى مايع در بينى دمند . ( تحفه )